رابطه با زنان

و قال امیرالمومنین(علیه السلام):‏ المرأة عقرب حلوة اللسبة

در برخی نسخه ها گفته شده المرأه عقرب حلوه اللبّه. در «المنجد» گفته: «اللبة موضع القلادة من الصدر» جمال الدین خوانساری در شرح غرر می گوید که «اللبة» مصحف و محرّف «اللبسة» است چنانکه در چاپ صیدا (ص 21، س 7) نیز چنین نقل شده است پس بنا بر این معنى واضح است گویند: «لسبته الحیة لسبا اى لدغته».

مهمترین کار در تفسیر این روایت شاید این باشد که بتوانیم لسبه و شیرین بودن آن را تفسیر کنیم و در نهایت بفهمیم که منظور از آن مدح و یا ذم چه ویژگی در زنان است. آیا زنان به طور عام مورد نظر است یا گروه خاصی در آن مورد نظر است؟

تعریف لغتی و شناسایی کلمات مرادف و عناوین ضد

النهایه فی غریب
فى صفة حیّات جهنم‏ «أنشأن به‏ لَسْباً»
اللَّسْب‏ و اللّسع و اللّدغ بمعنى.
فیه‏ «لا یُلْسَع‏ المؤمن من جحر مرّتین» و فى روایة «لا یلدغ»
اللَّسْع‏ و اللّدغ سواء. و الجحر: ثقب الحیّة، و هو استعارة هاهنا: أى لا یدهى المؤمن من جهة واحدة مرّتین، فإنّه بالأولى یعتبر.

کافی ج 2 ص 241

  • 38- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعُونَةِ خَفِیفُ الْمَئُونَةِ جَیِّدُ التَّدْبِیرِ لِمَعِیشَتِهِ لَا یُلْسَعُ‏ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْنِ.
    عناوین مرتبطی که برای بررسی این روایت می توان از آن ها استفاده کرد: مشورت با زنان، اطاعت، دلباختگی به زنان، شهوت، حب دنیا، عقل، دوست داشتن زنان، ازدواج

روایات مدح و ذم

توصیه به دوری کردن از زنان در زمان جنگ

  • أنَّهُ شَیَّعَ جَیْشاً بِغَزْیَةٍ فَقَالَ اعْذِبُوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُم
    این عبارت را امیرالمومنین در حالی می گویند که همراه با سپاهشان برای جنگی خارج می شدند، فرمودند: « از زنان تا جایی که می توانید دوری کنید» (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 519)

مذمت زنان به طور مطلق

  • 9377 لیس لإبلیس وهق أعظم من الغضب و النساء (83/ 5). (غرر الحکم، ص 302)
    نیست از براى شیطان کمندى عظیم‏تر از خشم و زنان، یعنى از براى گرفتن مردم و اسیر کردن ایشان کمندى ندارد عظیمتر از این که خشم بر ایشان مستولى سازد تا بسبب آن در معاصى افتند، یا این که ایشان را بزنان مفتون سازد و فریب دهد و در محرّمات اندازد.

  • وَ قَالَ ع: الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 510)
    که در آن در واقع یک مزاح گفته شده است که در فارسی هم داریم: «زن بلاست، خدا هیچ خونه‌ای رو بی بلا نذاره»
    از دیدگاه علامه خوئی: مردان ناگزیر از رویارویی و بر خورد با شئون مادی و دنیوی می باشند که زندگی آنان از جهات مختلف با آن شئون ارتباط دارد.مانند مواجه شدن با مال،زن ،کارگران، همسایگان،نزدیکان،فرزندان و غیره که در این برخوردها آنان با سختیها و آسانیها ،خوبیها و بدیها و... روبرو می شوند که این امور،به خوبی یا بدی مرد در زندگی بر می گردد. مشکل ترین این برخوردها،برخورد با زن،در شئون مختلف زندگی اس...; و علی (ع)با سخنان خود این آگاهی را داد که این رویارویی از تمام جهات برای مرد شر است. زیرا زن اگر آشوبگر باشد عقل مرد را سلب می کند و اگر بد کار باشد دل مرد را ترسو می کند، اگر همسر مرد باشد، مرد مکلّف به پرداخت نفقه اش می باشدو اگر زن بیگانه باشد مرد را به فساد و گمراهی سوق می دهد و اگر دشمن مرد باشد با بهتان و دورغ بر او پیروز می شود.با تمام این اوصاف مرد ناچار از بودن با زن است و رهایی وی از دست زن امکان پذیر نیست. (منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ،علامه خوئی،ج21)

  • فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 510)
    پس از زنان بد دوری کنید و از خوب‌هایشان نیز بر حذر باشید.

مذمت دلباختگی به زنان

  • ایاک و کثره الوله بالنساء و الاغراء بلذات الدنیا، فان الوله بالنساء ممتحن(به رنج و محنت می اندازد) و الغری باللذات ممتهن ( غرر الحکم، ص 408)
    بپرهیز از بسیارى شیفتگى بزنان و از بر انگیختن نفس بلذّتهاى دنیا، پس بدرستى که شیفته شده بزنان برنج و محنت افتاده شده است و بر انگیخته شده بلذّتها خوار گردانیده شده است، اگر «ممتهن» بفتح هاء خوانده شود یا خوار است اگر بکسر آن خوانده شود.(شرح جمال الدین خوانساری:ج2ص314)

  • غرر1317: الاستهتار بالنساء شیمه النّوکی. دلباختگی به زنان، خصلت احمقان است. ( غرر الحکم، ص 408)
    استهتار به چیزى حریص بودن بر آن است بعنوانى که پروا نکند از آنچه گویند از براى او در آن باب و باک نکند از مذمّت و تشنیع مردم، و مراد حریص بودن بزنان بعنوان محبّت مفرط و دوستى زیاد است که آنرا عشق گویند نه حریص بودن بر مقاربت ایشان زیرا که کثرت مقاربت ممدوح و از سنن پیغمبران است چنانکه در احادیث وارد شده و ممکن است که افراط زیاد در آن نیز هرگاه بمرتبه برسد که باعث مذمّت و تشنیع مردم شده باشد و آنچه مدح آن واقع شده آن باشد که بآن مرتبه نرسد و بعضى از اهل لغت گفته‏اند که استهتار بچیزى این است که کسى حریص باشد بر آن و سخن نگوید بغیر آن و نکند غیر آن و بنا بر این ظاهر است که استهتار بزنان بهر دو وجه خصلت احمقان است.( شرح جمال الدین خوانساری: ج1، ص348)

  • لا تکثرن الخلوه بالنساء فیمللنک و تملّهن، واستبق من نفسک و عقلک بالابطاء عنهن.
    با زنان زیاد خلوت نشینی مکم که از یکدیگر ملول می شوید و با کندی کردن از {رفتن نزد} ایشان قدری از جان و خرد خویش را باقی بگذار. ( غرر الحکم، ص 408)
    تسربل الحیاء و ادّرع الوفاء، و احفظ الخاء و اقلل محادثه النساء یکمل لک السناء. جامه ی حیا بر تن پوش و زره وفاداری بر تن کن، رابطه برادری را نگه دار و با زنان کمتر گفتگو کن، تا والایی تو کامل گردد.(غرر الحکم، 257)

  • من أکثر المناکح غشیته الفضائح.(غرر الحکم، 409)
    هر که بسیار کند مناکح را فرو گیرد او را فضایح، ظاهر اینست که مراد به «مناکح» زنانى باشد که از براى نکاح و وطى باشند خواه بعنوان عقد دائم باشد و خواه متعه و خواه کنیز، و «فرو گرفتن رسوائیها او را» باعتبار نزاع و شقاقى باشد که در أغلب میانه ایشان بهم رسد و باعث رسوائى او شود.

  • 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا رَأَیْتُ مِنْ ضَعِیفَاتِ الدِّینِ وَ نَاقِصَاتِ الْعُقُولِ أَسْلَبَ لِذِی لُبٍّ مِنْکُنَّ.(کافی، ج5، ص 322)

  • 2- أَحْمَدُ بْنُ الْحَجَّالِ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: أَتَیْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَخَرَجَ إِلَیَّ ثُمَّ قَالَ یَا عُقْبَةُ شَغَلَتْنَا عَنْکَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءُ.(همان)

آسیب پذیر بودن زنان و آسیب زنندگی آنان و نیاز به محافظت از آنان

  • النساء لحم على وضم إلا ما ذت [ذب‏] عنه.(غرر الحکم، 408)
    زنان گوشتى‏اند بر وضمى مگر آنچه دفع کرده شود از آن، «وضم» چیزیست که گوشت را بر روى آن گذارند که بزمین نخورد از تخته و مانند آن، و مراد این است که زنان مثل گوشتى که بر روى تخته یا مانند آن گذارند محلّ آفات بسیارند مگر این که این کس متوجّه ایشان باشد و ایشان را حفظ کند و دفع آفات از ایشان کند مثل کسى که بر سر گوشت باشد که گربه و مانند آن آن را نبرند.

  • إنما المرأة لعبة فمن اتخذها فلیغطها [فلیعظها]. (کافی: ج5، ص 510)
    (2) بدرستى که نیست زن مگر لعبتى پس هر که فرا گیرد آن را پس باید که بپوشد آن را. «لعبت» چیزى را گویند که با او بازى کنند و مراد این است که لعبتى است که هر که ببیند آن را رغبت کند بآن و خواهد بازى کند با آن پس باید پوشاند آن را و حفظ کرد از نظر مردم. و ممکن است که مراد این باشد که چون از آلات و اسباب لهو و لعب است پس باید آن را پوشانید و مستور داشت باعتبار این که اظهار آنها خالى از قبحى نیست هر چند بازى با آنها مشروع باشد.

  • لا تملک المرأة ما جاوز نفسها فإن المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة.( کافی: ج 5،ص 510)
    مالک نشود زن آنچه را درگذرد از نفس او، پس بدرستى که زن ریحانه است نه قهرمانه، یعنى کارگزارى مراد اینست که زن کسى باید که متصدّى نشود مگر امورى را که متعلّق بنفس او باشد از پاکیزه نگاهداشتن خود و زینت کردن و امثال آنها، و خدمات دیگر خانه او مثل طبّاخى و رختشوئى و جاروب کردن و امثال آنها، در عهده او نشود زیرا که زن ریحانیست که باید بوئید او را نه کارگزار و خدمتکار، پس او را باین خدمات پژمرده و افسرده نباید کرد.

  • لا تحملوا النساء أثقالکم و استغنوا عنهن ما استطعتم فإنهن یکثرن الامتنان و یکفرن الإحسان .(غرر الحکم، 408)
    بار مکنید بر زنان گرانیهاى خود را، و بى نیاز گردید از ایشان بقدر توانائى خود، پس بدرستى که ایشان بسیار میکنند منّت گذاشتن را، و کفران میکنند احسان را، مراد اینست که خدمات و کارهاى خود را بار ایشان مکنید و تا توانید خود را محتاج ایشان مسازید، زیرا که ایشان کارى که بکنند منّتى بسیار مى‏گذارند بر آن و منّت- کشیدن از کسى ناخوش است، و «کفران میکنند احسان را» ممکن است که مذمّتى دیگر باشد از ایشان که بتقریب مذمّت سابق مذکور شده باشد هر چند آنرا دخلى در وجه منع مذکور نباشد، و ممکن است نیز که تتمّه وجه مذکور باشد باعتبار این که هر گاه کفران احسان کنند هر چند کسى بتلافى آن کارها احسان کند بایشان، شکر آن نمى‏کنند و باز همان منّت بسیار مى‏گذارند.

مذمت مشورت با زنان

  • وَ رَوَى جَابِرٌ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ‏ فِی النِّسَاءِ لَا تُشَاوِرُوهُنَّ فِی‏ النَّجْوَى وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی ذِی قَرَابَةٍ إِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا کَبِرَتْ ذَهَبَ خَیْرُ شَطْرَیْهَا وَ بَقِیَ شَرُّهُمَا ذَهَبَ جَمَالُهَا وَ احْتَدَّ لِسَانُهَا وَ عَقِمَ رَحِمُهَا وَ إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا کَبِرَ ذَهَبَ شَرُّ شَطْرَیْهِ وَ بَقِیَ خَیْرُهُمَا ثَبَتَ عَقْلُهُ وَ اسْتَحْکَمَ رَأْیُهُ وَ قَلَّ جَهْلُهُ‏( من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص468)

  • وَ قَالَ عَلِیٌّ ع‏ کُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ‏‏( همان)

  • وَ قَالَ ع‏ فِی خِلَافِهِنَّ الْبَرَکَةُ(همان)

  • 4624 وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَ‏(همان)

  • 9378 من استمتع بالنساء فسد عقله .(غرر الحکم، 408)
    هر که نفع بجوید بزنان فاسد باشد عقل او یا فاسد شود عقل او، ظاهر اینست که مراد به «نفع جستن بزنان» مشورت کردن با ایشانست و عمل‏کردن برأى ایشان از براى انتفاع خود، یا أعمّ از این و از هر طلب نفعى از ایشان بملازمت و نوکرى و أمثال آن.

اطاعت از زنان

  • ثلاث مهلکات طاعة النساء و طاعة الغضب و طاعة الشهوة.(همان)

  • أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ‏ عنْ جَدِّهِ‏ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ فِی أَرْبَعِ خِصَالٍ کَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِی النَّارِ فَقِیلَ وَ مَا تِلْکَ الطَّاعَةُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ تَطْلُبُ إِلَیْهِ أَنْ تَذْهَبَ إِلَى الْعُرُسَاتِ وَ إِلَى النِّیَاحَاتِ وَ إِلَى الْمَغَازَاتِ وَ إِلَى الْحَمَّامَاتِ وَ تَسْأَلُ الثِّیَابَ الرِّقَاقَ فَیُجِیبُهَا ( الجعفریات، ص108)

  • طاعة النساء غایة الجهل .(غرر الحکم، 408)

  • 9373 طاعة النساء تزری بالنبلاء و تردی العقلاء .(غرر الحکم، 408)
    فرمانبردارى زنان عیبناک مى‏گرداند نبیلان را، یعنى مردم تند فطنت‏ ( در نسخه اصل و سایر نسخ:« فطرت» و آن ناشى از سهو القلم است، در منتهى الارب گفته:« نبل( ککرم) نبالة ککرامة تیز خاطر و آگاه گردید و گرامى شد، و نبیل کأمیر تیز خاطر هوشیار و گرامى، و نبل محرکة تیز خاطر گرامى».) یا نجیب را، و هلاک مى‏گرداند عاقلان را یا مى‏اندازد یعنى در هلاکت یا زیان و خسران.( شرح آقا جمال خوانساری بر غرر: ج4، ص 257)

  • طاعة النساء شیمة الحمقى .(غرر الحکم، 408)
    فرمانبردارى زنان خصلت مردم احمق کم عقل است.

  • 9375 لا تطیعوا النساء فی المعروف حتى لا یطمعن فی المنکر .(غرر الحکم، 408)
    (2) فرمانبردارى مکنید زنان را در کار خوب تا این که طمع نکنند در کار بد، یعنى تکلیفى که زنان بشما بکنند هر چند کار مشروعى باشد فرمانبردارى ایشان مکنید تا این که ایشان قطع طمع از فرمانبردارى شما بالکلّیّه بکنند و طمع نکنند در تکلیفهاى نامشروع مثل رخصت دادن ایشان برفتن بسیرها و گشتها و مانند آن.

اکثریت جهنم زنانند

  • 4627 وَ رَوَى الْفُضَیْلُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ شَیْ‏ءٌ یَقُولُهُ النَّاسُ إِنَّ أَکْثَرَ أَهْلِ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ النِّسَاءُ قَالَ وَ أَنَّى ذَلِکَ وَ قَدْ یَتَزَوَّجُ الرَّجُلُ فِی الْآخِرَةِ أَلْفاً مِنْ نِسَاءِ الدُّنْیَا فِی قَصْرٍ مِنْ دُرَّةٍ وَاحِدَةٍ( من لایحضره الفقیه، ج3، ص468)

مدح زنان و ارتباط با آنان

  • «إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ: أَنْ یُشْبِهَهُ وَلَدُهُ، وَ الْمَرْأَةُ الْجَمْلَاءُ ذَاتُ دِینٍ، وَ الْمَرْکَبُ الْهَنِی‏ءُ، وَ الْمَسْکَنُ الْوَاسِعُ».( قرب الاسناد ص 77)

کافی ج5 ص321
بَابُ حُبِّ النِّسَاءِ

  • 1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ حُبُّ النِّسَاءِ.

  • 2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَظُنُّ رَجُلًا یَزْدَادُ فِی الْإِیمَانِ خَیْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ.

  • 3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع یَقُولُ‏ ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْعِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ وَ کَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ .1

  • 4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ سُکَیْنٍ النَّخَعِیِ‏ وَ کَانَ تَعَبَّدَ وَ تَرَکَ النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ وَ الطَّعَامَ فَکَتَبَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع یَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِکَ فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَمَّا قَوْلُکَ فِی النِّسَاءِ فَقَدْ عَلِمْتَ مَا کَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ النِّسَاءِ وَ أَمَّا قَوْلُکَ فِی الطَّعَامِ فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَأْکُلُ اللَّحْمَ وَ الْعَسَلَ.

  • 5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَظُنُّ رَجُلًا یَزْدَادُ فِی هَذَا الْأَمْرِ خَیْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ .2

  • 6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا أُحِبُّ مِنْ دُنْیَاکُمْ إِلَّا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ.

  • 7- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَکَّارِ بْنِ کَرْدَمٍ‏ 3 وَ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ 4 وَ لَذَّتِی فِی النِّسَاءِ.

  • 8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: سَأَلَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَیُّ الْأَشْیَاءِ أَلَذُّ قَالَ فَقُلْنَا غَیْرَ شَیْ‏ءٍ فَقَالَ هُوَ ع أَلَذُّ الْأَشْیَاءِ مُبَاضَعَةُ النِّسَاءِ.5

  • 9- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ وَ لَذَّتِی فِی الدُّنْیَا النِّسَاءُ وَ رَیْحَانَتَیَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ.

  • 10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِی قَتَادَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَکْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ‏ إِلَى آخِرِ الْآیَةِ6 ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ مَا یَتَلَذَّذُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْجَنَّةِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّکَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ.

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل( ج14، ص 157)
بَابُ اسْتِحْبَابِ حُبِّ النِّسَاءِ الْمُحَلَّلَاتِ وَ إِخِبَارِهِنَّ بِهِ وَ اخْتِیَارِهِنَّ عَلَى سَائِرِ اللَّذَّاتِ‏
(1) 16365- 1 الْجَعْفَرِیَّاتُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: کُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِیمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ
(2) 16366- 2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أُعْطِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ سَبْعَةً لَمْ یُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلَنَا وَ لَا یُعْطَاهَا أَحَدٌ بَعْدَنَا الصَّبَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْحِلْمَ وَ الْعِلْمَ وَ الْمَحَبَّةَ مِنَ النِّسَاءِ:
(3) وَ رَوَاهُمَا السَّیِّدُ فَضْلُ اللَّهِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی نَوَادِرِهِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْهُ ص: مِثْلَهُ‏
(4) 16367- 3 الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ، عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‏
(5) ع‏ مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ لَا بِلَذَّةٍ أَکْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ إِلَى آخِرِ الْآیَةِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ مَا یَتَلَذَّذُونَ بِشَیْ‏ءٍ فِی الْجَنَّةِ بِأَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّکَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ‏
(6) 16368- 4 الصَّدُوقُ فِی عِلَلِ الشَّرَائِعِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى الْخَزَّازِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ المَرْأَةَ خُلِقَتْ مِنَ الرَّجُلِ وَ إِنَّمَا هِمَّتُهَا فِی الرِّجَالِ فَأَحِبُّوا نِسَاءَکُمْ الْخَبَر

ریشه و بستر:

ریشه روایات مدح عمدتا مباحث مربوط به نکاح است و بحث ترغیب به ازدواج و ارتباط با زنان.
ریشه روایات ذم دو مسئله است، اصلی ترین آن ناظر به قوای شهوانی و مواظبت از ارتباط با زنان نامحرم است برای جلوگیری از گسترش فساد، اما گاهی مسائل مهمی چون جنگ، مدیریت خانه و خانواده و اجتماع و قضاوت، نیز به خاطر شرایط زنان از آنان دور نگه داشته شده است چرا که طبع لطیف آنان برای تربیت فرزند و آرامش فضای خانه طراحی شده و تحلیل و مشاوره امور خطیر از توان آن ها خارج است.
مذمت زنان به سبب دنیا طلبی زن ها
قسمتی از خطبه صد و پنجاه و سوم امیر المومنین
... إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا
وَ إِنَّ السِّبَاعَ هَمُّهَا الْعُدْوَانُ عَلَى غَیْرِهَا
وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ الْفَسَادُ فِیهَا

إن النساء همهن زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها.
و هو فی مهلة من اللَّه یهوی مع الغافلین، و یغدو مع المذنبین، بلا سبیل قاصد، و لا إمام قائد. الفصل الرابع منها حتّى إذا کشف لهم عن جزاء معصیتهم، و استخرجهم من جلابیب غفلتهم، استقبلوا مدبرا، و استدبروا مقبلا، فلم ینتفعوا بما أدرکوا من طلبتهم، و لا بما قضوا من وطرهم، و إنّی أحذّرکم و نفسی هذه المنزلة، فلینتفع امرء بنفسه، فإنّما البصیر من سمع فتفکّر، و نظر فأبصر، و انتفع بالعبر، ثمّ سلک جددا واضحا، یتجنّب فیه الصرّعة فی المهاوی، و الضّلال فی المغاوی، و لا یعین على نفسه الغواة بتعسّف فی حقّ، أو تحریف فی نطق، أو تخوّف من صدق، فأفق أیّها السّامع من سکرتک، و استیقظ من غفلتک، و اختصر من عجلتک، و أنعم الفکر فیما جاءک على لسان النّبیّ الأمّیّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ممّا لا بدّ منه، و لا محیص عنه، و خالف من خالف فی ذلک إلى غیره، و دعه و ما رضى لنفسه، و ضع فخرک، و احطط کبرک،
و اذکر قبرک، فإنّ علیه ممرّک، و کما تدین تدان، و کما تزرع تحصد، و ما قدّمت الیوم تقدّم علیه غدا، فامهد لقدمک، و قدّم لیومک، فالحذر الحذر أیّها المستمع، و الجدّ الجدّ أیّها الغافل، «و لا ینبّئک مثل خبیر» إنّ من عزائم اللَّه فی الذّکر الحکیم الّتی علیها یثیب و یعاقب، و لها یرضى و یسخط، أنّه لا ینفع عبدا و إن أجهد نفسه و أخلص فعله، أن یخرج من الدّنیا لاقیا ربّه بخصلة من هذه الخصال لم یتب منها أن یشرک باللَّه فیما افترض علیه من عبادته، أو یشفی غیظه بهلاک نفسه، أو یقرّ بأمر فعله غیره، أو یستنجح حاجة إلى النّاس باظهار بدعة فی دینه، أو یلقى النّاس بوجهین، أو یمشى فیهم بلسانین، اعقل ذلک فإنّ المثل دلیل على شبهه، إنّ البهائم همّها بطونها، و إنّ السّباع همّها العدوان على غیرها، و إنّ النّسآء همّهنّ‏ زینة الحیاة الدّنیا و الفساد فیها، إنّ المؤمنین مستکینون، إنّ المؤمنین مشفقون، إنّ المؤمنین خائفون. ( منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج9، ص207)
(و إنّ النّساء همهنّ‏ زینة الحیاة الدّنیا) لفرط قوّتها الشّهویّة (و الفساد فیها) لشدّة قوّتها الغضبیّة و غرضه علیه السّلام من هذا المثل التنبیه على أنّ کمال الانسان الّذی به فارق غیره هو إدراک ما یخرج عن عالم الحواس و الاحاطة بالمعلومات و التنزّه عن التّعلّقات و التّرقّی إلى الملاء الأعلى، فمن ذهل عن ذلک و عطل نفسه عن تحصیله و أهمله و لم یجاوز عالم المحسوسات فهو الذی أهلک نفسه و أبطل قوّة استعداده بالاعراض عن الآیات و التأمّل فیها، و نزل عن مرتبة الانسانیة و أخلد إلى الأرض فان کان تابعا لقوّته الشهویّة البهیمیّة فهو نازل عن حقیقة الانسانیّة إلى درجة البهایم، و وافق الأنعام فمثله کمثل الحمار بل البهایم أشرف منه و هو أضلّ منها کما قال تعالى. «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ‏
أَضَلُّ سَبِیلًا»* و ذلک لأنّها ما ابطلت استعدادها لما کان لها و ما أضلّت عن سبیلها الّتی کانت علیها، بل ما من دابّة إلّا هو آخذ بناصیتها، بخلاف هذا، فانّه أبطل کماله و انسانیّته و تبع شهوة بطنه و فرجه و آثر البهیمیّة و ان کان تابعا لقوته الغضبیّة فهو منحطّ إلى درجة السّبعیّة فمثله کمثل الکلب أو الخنزیر أو الضّبع و نحوها و إن کان تابعا لشهوته و غضبه معا فقد انحطّ من کمال الرجولیّة إلى مرتبة الأنوثیّة.
فقد تلخّص مما ذکرنا أنّ غرضه علیه السّلام من التمثیل التنفیر عن اتّباع الشهوة و الغضب بالتنبیه على أنّ الخارج فیهما عن حدّ العدل إلى مرتبة الافراط إمّا أن تشبه البهیمة أو السبع أو المرأة، و کلّ منها مما یرغب العاقل عنه و لا یرضى به لنفسه، و لذلک قال أوّلا: اعقل ذلک ثمّ إنّه علیه السّلام لما نفّر عن اتباع هاتین القوّتین عقّب ذلک بصفات المؤمنین ترغیبا إلیها فقال علیه السّلام: (إنّ المؤمنین مستکینون) أى خاضعون للَّه متواضعون له (إنّ المؤمنین مشفقون)
( منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج9، ص223)

دلایل و ریشه های مذمت مشورت با زنان

انتهای نامه سی و یک امیرالمومنین
وَ إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ
فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ إِلَى أَفْنٍ
رای‌شان به سمت خرابی است.
وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ
ما در مورد مشورت داریم که با بخیل مشورت نکن، در اینجا تناسب حکم و موضوع اقتضاء می‌کند که با آنها در مورد بخل مشورت نکنید، مثلا در مورد بهترین مدل صندلی برای مدرسه، که مورد مورد بخل نیست، شاید اشکالی نداشته باشد با آنها مشورت شود. یا در جایی دیگر دارد با جبان مشورت نکن زیرا تو را سست و ضعیف می‌کند.

در نامه 53 نهج البلاغه داریم:
وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلًا یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ وَ لَا جَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ الْأُمُورِ وَ لَا حَرِیصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّه‏

ریشه نهی از اطاعت زنان

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ رَحِمَهُ اللَّهُ‏ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ‏ شَکَا رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع نِسَاءَهُ فَقَامَ عَلِیٌّ ع خَطِیباً فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تُطِیعُوا النِّسَاءَ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ لَا تَأْمَنُوهُنَّ عَلَى مَالٍ وَ لَا تَذَرُوهُنَّ یُدَبِّرْنَ أَمْرَ الْعِیَالِ فَإِنَّهُنَّ إِنْ تُرِکْنَ وَ مَا أَرَدْنَ أَوْرَدَنَا الْمَهَالِکَ وَ عَصَیْنَ أَمْرَ الْمَالِکِ فَإِنَّا وَجَدْنَاهُنَّ لَا وَرَعَ لَهُنَّ عِنْدَ حَاجَتِهِنَّ وَ لَا صَبْرَ لَهُنَّ عِنْدَ شَهْوَتِهِنَّ الْبَذَخُ لَهُنَّ لَازِمٌ وَ إِنْ کَبِرْنَ وَ الْعُجْبُ لَهُنَّ لَاحِقٌ وَ إِنْ عَجَزْنَ یَکُونُ رِضَاهُنَّ فِی فُرُوجِهِنَّ لَا یَشْکُرْنَ الْکَثِیرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِیلَ یَنْسَیْنَ الْخَیْرَ وَ یَذْکُرْنَ الشَّرَّ یَتَهَافَتْنَ بِالْبُهْتَانِ وَ یَتَمَادَیْنَ فِی الطُّغْیَانِ وَ یَتَصَدَّیْنَ لِلشَّیْطَانِ فَدَارُوهُنَّ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ یُحْسِنَّ الْفِعَال‏( علل الشرائع، ج2، ص 513)

توصیه به دوری کردن از زنان چه خوب چه بد

و من خطبة له ( علیه‏السلام) بعد فراغه من حرب الجمل فی ذم النساء ببیان نقصهن
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ
نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ
بهره‌هایشان ناقص است
نَوَاقِصُ الْعُقُولِ
حال در ادامه کلام قرینه‌های فهم کلام می‌آید و نباید این کلام بالا را مطلق دید و قرینه‌های فهمش را کنار گذاشت.
فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ
اما کمبود ایمانشان به خاطر نشستن آنها از نماز و روزه در دوره حیضشان است.

فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ
پس از زنان بد دوری کنید و از خوب‌هایشان نیز بر حذر باشید.

تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(علیه السلام) ص656
374: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏
...ِ إِذْ جَاءَتِ امْرَأَةٌ، فَوَقَفَتْ قُبَالَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَالَتْ:...
یَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَبُّ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ، وَ خَالِقُ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ، وَ رَازِقُ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ، وَ إِنَّ آدَمَ أَبُو الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ، وَ إِنَّ حَوَّاءَ أُمُّ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ، وَ إِنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَمَا بَالُ امْرَأَتَیْنِ بِرَجُلٍ فِی الشَّهَادَةِ وَ الْمِیرَاثِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: [یَا] أَیَّتُهَا الْمَرْأَةُ- إِنَّ ذَلِکَ قَضَاءٌ مِنْ مَلِکٍ [عَدْلٍ، حَکِیمٍ‏] لَا یَجُورُ، وَ لَا یَحِیفُ، وَ لَا یَتَحَامَلُ، لَا یَنْفَعُهُ مَا مَنَعَکُنَّ، وَ لَا یَنْقُصُهُ مَا بَذَلَ لَکُنَّ، یُدَبِّرُ الْأَمْرَ بِعِلْمِهِ، یَا أَیَّتُهَا الْمَرْأَةُ لِأَنَّکُنَّ نَاقِصَاتُ الدِّینِ وَ الْعَقْلِ.
قَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا نُقْصَانُ دِینِنَا قَالَ: إِنَّ إِحْدَاکُنَّ تَقْعُدُ نِصْفَ دَهْرِهَا- لَا تُصَلِّی بِحَیْضَةٍ، «1» وَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَ تَکْفُرْنَ النِّعْمَةَ «2» تَمْکُثُ إِحْدَاکُنَّ عِنْدَ الرَّجُلِ عَشْرَ سِنِینَ- فَصَاعِداً یُحْسِنُ إِلَیْهَا، وَ یُنْعِمُ عَلَیْهَا، فَإِذَا ضَاقَتْ یَدُهُ یَوْماً، أَوْ خَاصَمَهَا- قَالَتْ لَهُ: مَا رَأَیْتُ مِنْکَ خَیْراً قَطُّ فَمَنْ لَمْ یَکُنْ مِنَ النِّسَاءِ هَذَا خُلُقُهَا- فَالَّذِی یُصِیبُهَا مِنْ هَذَا النُّقْصَانِ مِحْنَةٌ عَلَیْهَا- لِتَصْبِرَ فَیُعْظِمَ اللَّهُ ثَوَابَهَا، فَأَبْشِرِی.
ثُمَّ قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص: مَا مِنْ رَجُلٍ رَدِیٍّ إِلَّا وَ الْمَرْأَةُ الرَّدِیَّةُ أَرْدَى مِنْهُ، وَ لَا مِنِ امْرَأَةٍ صَالِحَةٍ إِلَّا وَ الرَّجُلُ الصَّالِحُ أَفْضَلُ مِنْهَا، وَ مَا سَاوَى اللَّهُ قَطُّ امْرَأَةً بِرَجُلٍ- إِلَّا مَا کَانَ مِنْ تَسْوِیَةِ اللَّهِ فَاطِمَةَ بِعَلِیٍّ ع وَ إِلْحَاقِهَا بِهِ وَ هِیَ امْرَأَةٌ تَفْضُلُ نِسَاءَ «3» الْعَالَمِینَ،

ریشه ی مذمت در مقام مقایسه ی مردان با زنان

همان طور که در اینجا هم امیرالمومنین ذکر می فرمایند، این امور نسبی است. نمی توان گفت چون زنان ترسو هستند پس مورد مذمت واقع شده اند. بلکه این صفت برای آنان حسن است چرا که آن غرض وجودی در گرو این ترس و غرور و بخل برآورده می شود و حفظ و پیشرفت نظام خانواده و جامعه در این گرو وجود این صفات در زنان است. البته همین صفات در مردان برعکس عمل می کند و موجب تضعیف خانواده و جامعه می شود.
وَ قَالَ (علیه‏السلام) خِیَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ
بهترین خصلت‌های مرد بدترین خصلت‌های مرد است
الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَکِّنْ مِنْ نَفْسِهَا

تکبر، نوعی از تکبر که باعث میشود فرد خودش را از بقیه جدا ببیند و انتظار داشته باشد دیگران برای وی حریم نگه دارند.
وَ إِذَا کَانَتْ بَخِیلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا
وقتی بخیل باشد مال خودش و مال شوهرش را حفظ می‌کند
(و این باعث قوام مالی خانواده می‌شود و این اصلا به معنای دنیاداری نیست، زیرا همّ آنها زینت حیات دنیاست و این فی ذاته بد نیست.)
وَ إِذَا کَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَعْرِضُ لَهَا
و وقتی ترسو باشد از هر چه که ممکن است به وی متعرض شود دوری می‌کند
و این باعث می‌شود او در زندگی به مرد تکیه کند و در جاهایی که نباید وارد شود، وارد نمی‌شود.

ریشه روایات مدح

مسئله ای که در مقایسه ی ریشه ی روایات مدح و ذم به چشم می خورد این است که روایات مدح، به خصوص در مسئله ترغیب به نکاح بسیار زیاد است. سعی بر این بوده در اینجا نیز فراوانی آن به چشم بیاید. خود این کثرت حاکی از این است که اولا ارتباط با زنان در راه حلالش نه تنها حرام و منهی عنه نیست، بلکه بسیار پسندیده و مورد توصیه است. اما روایات ذم نیز در مقابل هشداریست در جهت دوری از راه های حرام و یا شبهه ناک که ممکن است منجر به فساد شود و افراط در این حلال.
ترغیب به نکاح و ارتباط با زنان
مستدرک الوسائل، ج14، ص149
16330- 1 الْجَعْفَرِیَّاتُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ عَلَى فِطْرَتِی فَلْیَسْتَنَّ بِسُنَّتِی فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِیَ النِّکَاحَ‏
16331- 2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِی حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَیْطَانُهُ یَا وَیْلَهُ عَصَمَ مِنِّی ثُلُثَیْ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِی الثُّلُثِ الْبَاقِی‏
16332- 3، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ
16333- 4، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّمَا الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَ خَیْرُ مَتَاعِ الدُّنْیَا الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ:
وَ رَوَى هَذِهِ الْأَخْبَارَ السَّیِّدُ فَضْلُ اللَّهِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی نَوَادِرِهِ، بِإِسْنَادِهِ الصَّحِیحِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْهُ ص: مِثْلَهُ‏
16334- 5 دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، رُوِّینَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَتَعَفَّفْ بِزَوْجَةٍ
16335- 6، وَ عَنْهُ ص قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ عَلَى فِطْرَتِی فَلْیَسْتَنَّ بِسُنَّتِی فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِیَ النِّکَاحَ‏
16336- 7، وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِی حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَیْطَانُهُ یَقُولُ یَا وَیْلَاه عَصَمَ هَذَا مِنِّی ثُلُثَیْ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی الثُّلُثِ الْبَاقِی‏
16337- 8، وَ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ: لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص یَتَزَوَّجُ إِلَّا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کَمَلَ دِینُهُ‏
16338- 9، وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ هَمَمْتُ‏
أَنْ أُحَرِّمَ خَوْلَةَ عَلَى نَفْسِی یَعْنِی امْرَأَتَهُ قَالَ لَا تَفْعَلْ یَا عُثْمَانُ فَإِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَخَذَ بِیَدِ زَوْجَتِهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ فَإِنْ قَبَّلَهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ سَیِّئَةٍ فَإِنْ أَلَمَّ بِهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ حَضَرَتْهُمَا الْمَلَائِکَةُ فَإِذَا اغْتَسَلَا لَمْ یَمُرَّ الْمَاءُ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُمَا بِهَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُمَا بِهَا سَیِّئَةً فَإِنْ کَانَ ذَلِکَ فِی لَیْلَةٍ بَارِدَةٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَائِکَةِ انْظُرُوا إِلَى عَبْدَیَّ هَذَیْنِ اغْتَسَلَا فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ الْبَارِدَةِ عَلِمَا أَنِّی رَبُّهُمَا أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمَا فَإِنْ کَانَ لَهُمَا فِی وَقْعَتِهِمَا تِلْکَ وَلَدٌ کَانَ لَهُمَا وَصِیفاً فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ ضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِیَدِهِ عَلَى صَدْرِ عُثْمَانَ وَ قَالَ یَا عُثْمَانُ لَا تَرْغَبْ عَنْ سُنَّتِی فَإِنَّ مَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی عَرَضَتْ لَهُ الْمَلَائِکَةُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَصَرَفَتْ وَجْهَهُ عَنْ حَوْضِی‏
16339- 10، وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ تَزَوَّجُوا فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الْخَبَرَ
16340- 11، وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: إِذَا أَقْبَلَ الرَّجُلُ الْمُؤْمِنُ عَلَى امْرَأَتِهِ الْمُؤْمِنَةِ اکْتَنَفَهُ مَلَکَانِ وَ کَانَ کَالشَّاهِرِ سَیْفَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا فَرَغَ مِنْهَا تَحَاتَّتْ عَنْهُ الذُّنُوبُ کَمَا یَتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ أَوَانَ سُقُوطِهِ فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انسَلَخَ مِنَ الذُّنُوبِ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا لِلرِّجَالِ فَمَا لِلنِّسَاءِ قَالَ إِذَا هِیَ حَمَلَتْ کَتَبَ اللَّهُ لَهَا
أَجْرَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ فَإِذَا أَخَذَهَا الطَّلْقُ لَمْ یَدْرِ مَا لَهَا مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا اللَّهُ فَإِذَا وَضَعَتْ کَتَبَ اللَّهُ لَهَا بِکُلِّ مَصَّةٍ یَعْنِی مِنَ الرَّضَاعِ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهَا سَیِّئَةً
16341- 12، وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنَیْنِ یَجْتَمِعَانِ بِنِکَاحٍ حَلَالٍ حَتَّى یُنَادِیَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ زَوَّجَ فُلَانَةَ مِنْ فُلَانٍ وَ مَا یَفْتَرِقُ زَوْجَانِ مُؤْمِنَانِ عَنْ نِکَاحٍ حَتَّى یُنَادِیَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ أَذِنَ بِفِرَاقِ فُلَانَةَ مِنْ فُلَانٍ‏
16342- 13، وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: أَرْبَعَةٌ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ التَّنَظُّفُ وَ التَّطَیُّبُ وَ حَلْقُ الْجَسَدِ یَعْنِی بِالنُّورَةِ وَ کَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ یَعْنِی بِالنِّسَاءِ الْخَبَرَ
16343- 14 الْحَسَنُ بْنُ فَضْلٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: یُفْتَحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ بِالرَّحْمَةِ فِی أَرْبَعِ مَوَاضِعَ عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فِی وَجْهِ الْوَالِدِ وَ عِنْدَ فَتْحِ بَابِ الْکَعْبَةِ وَ عِنْدَ النِّکَاحِ‏
16344- 15 الصَّدُوقُ فِی الْهِدَایَةِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مِنْ سُنَّتِی التَّزْوِیجُ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی‏
16345- 16، وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ‏ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیجِ‏
16346- 17 ابْنُ أَبِی جُمْهُورٍ فِی عَوَالِی اللآَّلِی، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ
16347- 18، وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: النِّکَاحُ مِنْ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْهُ فَقَدْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی‏
16348- 19، وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: وَ لَمَوْلُودٌ فِی أُمَّتِی أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ‏
16349- 20، وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ: أَنَّهُ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِی مُبَاضَعَةِ الرَّجُلِ أَهْلَهُ أَ نَلَذُّ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ نُؤْجَرُ قَالَ أَ رَأَیْتَ لَوْ وَضَعْتَهُ فِی حَرَامٍ أَ کُنْتَ تَأْثَمُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَکَذَلِکَ تُؤْجَرُ فِی وَضْعِکَ فِی الْحَلَالِ‏
16350- 21 وَ فِی دُرَرِ اللآَّلِی، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکُمُ الْبَاهَ فَلْیَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَلْیَصُمْ فَإِنَّ الصَّوْمَ لَهُ وِجَاءٌ وَ الْوِجَاءُ بِالْمَدِّ وَ کَسْرِ الْوَاوِ عُرُوقُ الْأُنْثَیَیْنِ حِینَ تَنْفَضِخُ فَیَکُونُ شَبِیهاً بِالْخَصِیِ‏
وَ قَالَ ص: مَا بُنِیَ بِنَاءٌ فِی الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ‏ التَّزْوِیجِ:وَ قَالَ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ
16351- 22 الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِیُّ فِی لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ فِی النِّصْفِ الْآخَرِ:
وَ رَوَاهُ فِی الْعَوَالِی، عَنْهُ: مِثْلَهُ وَ فِیهِ النِّصْفِ الْبَاقِی‏
16352- 23، وَ قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أُعْطِیَ نِصْفَ السَّعَادَةِ: وَ قَالَ: هُوَ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَعَفُّ لِلْفَرْجِ وَ أَکَفُّ وَ أَشْرَفُ‏
16353- 24، وَ قَالَ ص: إِنَّ مِنْ سُنَّتِی وَ سُنَّةِ الْأَنْبِیَاءِ قَبْلِی النِّکَاحَ وَ الْخِتَانَ وَ السِّوَاکَ وَ الْعِطْرَ
16354- 25 الْمَوْلَى سَعِیدٌ الْمَزْیَدِیُّ فِی تُحْفَةِ الْإِخْوَانِ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ: لَیْسَ شَیْ‏ءٌ مُبَاحٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ النِّکَاحِ فَإِذَا اغْتَسَلَ الْمُؤْمِنُ مِنْ حَلَالِهِ بَکَى إِبْلِیسُ وَ قَالَ یَا وَیْلَتَاهُ هَذَا الْعَبْدُ أَطَاعَ رَبَّهُ وَ غَفَرَ لَهُ ذَنْبَهُ‏

کراهت و مذمت مجرد بودن

16355- 1 الْبِحَارُ، عَنْ کِتَابِ الْإِمَامَةِ وَ التَّبْصِرَةِ لِعَلِیِّ بْنِ بَابَوَیْهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ‏
أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: شِرَارُ أُمَّتِی عُزَّابُهَا
16356- 2 دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص: أَنَّهُ نَهَى عَنِ التَّرَهُّبِ وَ قَالَ لَا رَهْبَانِیَّةَ فِی الْإِسْلَامِ تَزَوَّجُوا فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ‏
16357- 3 الْحَسَنُ بْنُ فَضْلٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: الْمُتَزَوِّجُ النَّائِمُ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْعَزَبِ‏
16358- 4، وَ عَنْهُ ص: أَنَّهُ قَالَ لِرَجُلٍ اسْمُهُ عَکَّافٌ أَ لَکَ زَوْجَةٌ قَالَ لَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ لَکَ جَارِیَةٌ قَالَ لَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ فَأَنْتَ مُوسِرٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ تَزَوَّجْ وَ إِلَّا فَأَنْتَ مِنَ الْمُذْنِبِینَ:
وَ فِی رِوَایَةٍ: تَزَوَّجْ وَ إِلَّا فَأَنْتَ مِنْ رُهْبَانِ النَّصَارَى:
وَ فِی رِوَایَةٍ: تَزَوَّجْ وَ إِلَّا فَأَنْتَ مِنْ إِخْوَانِ الشَّیَاطِینِ‏
16359- 5 الشَّیْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ،: عَنْ عَکَّافِ بْنِ وَدَاعَةَ الْهِلَالِیِّ قَالَ‏ أَتَیْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِی یَا عَکَّافُ أَ لَکَ زَوْجَةٌ قُلْتُ لَا قَالَ أَ لَکَ جَارِیَةٌ قُلْتُ لَا قَالَ وَ أَنْتَ صَحِیحٌ مُوسِرٌ قُلْتُ نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنْ إِخْوَانِ الشَّیَاطِینِ إِمَّا أَنْ تَکُونَ مِنْ رُهْبَانِ النَّصَارَى وَ إِمَّا أَنْ تَصْنَعَ کَمَا یَصْنَعُ الْمُسْلِمُونَ وَ إِنَّ مِنْ سُنَّتِنَا النِّکَاحَ شِرَارُکُمْ عُزَّابُکُمْ وَ أَرَاذِلُ مَوْتَاکُمْ عُزُّابُکُمْ إِلَى أَنْ قَالَ وَیْحَکَ یَا عَکَّافُ تَزَوَّجْ تَزَوَّجْ فَإِنَّکَ مِنَ الْخَاطِئِینَ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ زَوِّجْنِی قَبْلَ أَنْ أَقُومَ فَقَالَ ص زَوَّجْتُکَ کَرِیمَةَ بِنْتَ کُلْثُومٍ الْحِمْیَرِیِّ:
وَ رَوَاهُ بِاخْتِصَارٍ الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِیُّ فِی لُبِّ اللُّبَابِ، عَنْهُ ص: مِثْلَهُ‏
16360- 6، وَ عَنْ أَبِی أُمَامَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: أَرْبَعَةٌ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ وَ یُؤَمِّنُونَ الْمَلَائِکَةُ رَجُلٌ یَتَحَفَّظُ نَفْسَهُ وَ لَا یَتَزَوَّجُ وَ لَا جَارِیَةَ لَهُ کَیْلَا یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ الْخَبَرَ
16361- 7 جَامِعُ الْأَخْبَارِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: شِرَارُکُمْ عُزَّابُکُمْ وَ الْعُزَّابُ إِخْوَانُ الشَّیَاطِینِ:
وَ قَالَ ص: خِیَارُ أُمَّتِی الْمُتَأَهِّلُونَ وَ شِرَارُ أُمَّتِی الْعُزَّابُ‏
16362- 8 الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِیُّ فِی لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: خَیْرُ أُمَّتِی أَوَّلُهَا الْمُتَزَوِّجُونَ وَ آخِرُهَا الْعُزَّابُ‏
16363- 9، وَ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْعُصْفُرِیِّ عَبَّادٍ عَنِ الْعَرْزَمِیِّ عَنْ ثُوَیْرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ عَنْ جُوَیْرِ بْنِ نُعَیْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لَعَنَ اللَّهُ وَ أَمَّنَتِ الْمَلَائِکَةُ عَلَى رَجُلٍ تَأَنَّثَ‏
وَ امْرَأَةٍ تَذَکَّرَتْ وَ رَجُلٍ مُتَحَصِّرٍ وَ لَا حَصُورَ بَعْدَ یَحْیَى الْخَبَرَ
16364- 10 ابْنُ أَبِی جُمْهُورٍ فِی عَوَالِی اللآَّلِی، عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ: لَوْ خَرَجَ الْعُزَّابُ مِنْ مَوْتَاکُمْ إِلَى الدُّنْیَا لَتَزَوَّجُوا:
وَ فِی دُرَرِ اللآَّلِی، عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: أَرَاذِلُ مَوْتَاکُمْ الْعُزَّاب‏

مدح ازدواج با زن صالح

کافی: ج5، ص 327
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَیْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص‏ مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَیْهَا وَ تُطِیعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِی نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أَجْمَعَ لِلْمُسْلِمِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ جَعَلْتُ لَهُ قَلْباً خَاشِعاً وَ لِسَاناً ذَاکِراً وَ جَسَداً عَلَى الْبَلَاءِ صَابِراً وَ زَوْجَةً مُؤْمِنَةً تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَیْهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِی نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ: مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَیْراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِی نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ.
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ مِنَ الْقِسْمِ الْمُصْلِحِ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَکُونَ لَهُ الْمَرْأَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَیْهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ وَ إِذَا أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ.
6- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ شُعَیْبِ بْنِ‏
جَنَاحٍ عَنْ مَطَرٍ مَوْلَى مَعْنٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثَةٌ لِلْمُؤْمِنِ فِیهَا رَاحَةٌ دَارٌ وَاسِعَةٌ تُوَارِی عَوْرَتَهُ وَ سُوءَ حَالِهِ مِنَ النَّاسِ وَ امْرَأَةٌ صَالِحَةٌ تُعِینُهُ عَلَى أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ ابْنَةٌ یُخْرِجُهَا إِمَّا بِمَوْتٍ أَوْ بِتَزْوِیجٍ.

مراتب و انواع و اقسام:

انواع زنان

کافی: ج 5، ص322
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص‏ النِّسَاءُ أَرْبَعٌ جَامِعٌ مُجْمِعٌ وَ رَبِیعٌ مُرْبِعٌ وَ کَرْبٌ مُقْمِعٌ وَ غُلٌّ قَمِلٌ‏7.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الصَّبَّاحِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُصْعَبٍ الزُّبَیْرِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع وَ جَلَسْنَا إِلَیْهِ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَتَذَاکَرْنَا أَمْرَ النِّسَاءِ فَأَکْثَرْنَا الْخَوْضَ وَ هُوَ سَاکِتٌ لَا یَدْخُلُ فِی حَدِیثِنَا بِحَرْفٍ فَلَمَّا سَکَتْنَا قَالَ أَمَّا الْحَرَائِرُ فَلَا تَذْکُرُوهُنَّ وَ لَکِنْ‏ خَیْرُ الْجَوَارِی مَا کَانَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ کَانَ لَهَا عَقْلٌ وَ أَدَبٌ فَلَسْتَ تَحْتَاجُ إِلَى أَنْ تَأْمُرَ وَ لَا تَنْهَى وَ دُونَ ذَلِکَ مَا کَانَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ لَیْسَ لَهَا أَدَبٌ فَأَنْتَ تَحْتَاجُ إِلَى الْأَمْرِ وَ النَّهْیِ وَ دُونَهَا مَا کَانَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ لَیْسَ لَهَا عَقْلٌ وَ لَا أَدَبٌ فَتَصْبِرُ عَلَیْهَا لِمَکَانِ هَوَاکَ فِیهَا وَ جَارِیَةٌ لَیْسَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ لَیْسَ لَهَا عَقْلٌ وَ لَا أَدَبٌ فَتَجْعَلُ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهَا الْبَحْرَ الْأَخْضَرَ قَالَ فَأَخَذْتُ بِلِحْیَتِی أُرِیدُ أَنْ أُضْرِطَ فِیهَا لِکَثْرَةِ خَوْضِنَا لِمَا لَمْ نَقُمْ فِیهِ عَلَى شَیْ‏ءٍ وَ لِجَمْعِهِ الْکَلَامَ فَقَالَ لِی مَهْ إِنْ فَعَلْتَ لَمْ أُجَالِسْکَ‏8.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْکَرْخِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ صَاحِبَتِی هَلَکَتْ وَ کَانَتْ لِی مُوَافِقَةً وَ قَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَالَ لِیَ انْظُرْ أَیْنَ تَضَعُ نَفْسَکَ وَ مَنْ تُشْرِکُهُ فِی مَالِکَ وَ تُطْلِعُهُ عَلَى دِینِکَ وَ سِرِّکَ فَإِنْ کُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَبِکْراً تُنْسَبُ إِلَى الْخَیْرِ وَ إِلَى حُسْنِ الْخُلُقِ وَ اعْلَمْ أَنَّهُنَّ کَمَا قَالَ‏
أَلَا إِنَّ النِّسَاءَ خُلِقْنَ شَتَّى‏ فَمِنْهُنَّ الْغَنِیمَةُ وَ الْغَرَامُ‏
وَ مِنْهُنَّ الْهِلَالُ إِذَا تَجَلَّى‏ لِصَاحِبِهِ وَ مِنْهُنَّ الظَّلَامُ‏
فَمَنْ یَظْفَرْ بِصَالِحِهِنَّ یَسْعَدْ وَ مَنْ یُغْبَنْ فَلَیْسَ لَهُ انْتِقَامُ‏

وَ هُنَّ ثَلَاثٌ فَامْرَأَةٌ وَلُودٌ وَدُودٌ تُعِینُ زَوْجَهَا عَلَى دَهْرِهِ لِدُنْیَاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ لَا تُعِینُ الدَّهْرَ عَلَیْهِ وَ امْرَأَةٌ عَقِیمَةٌ لَا ذَاتُ جَمَالٍ وَ لَا خُلُقٍ وَ لَا تُعِینُ زَوْجَهَا عَلَى خَیْرٍ وَ امْرَأَةٌ صَخَّابَةٌ وَلَّاجَةٌ هَمَّازَةٌ تَسْتَقِلُّ الْکَثِیرَ وَ لَا تَقْبَلُ الْیَسِیرَ9.

4- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحَذَّاءِ عَنْ عَمِّهِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ النِّسَاءُ أَرْبَعٌ جَامِعٌ مُجْمِعٌ وَ رَبِیعٌ مُرْبِعٌ وَ خَرْقَاءُ مُقْمِعٌ وَ غُلٌّ قَمِلٌ‏10.
مکارم الاخلاق ، ص 198
عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ‏ النِّسَاءُ أَرْبَعَةُ أَصْنَافٍ فَمِنْهُنَّ رَبِیعٌ مُرْبِعٌ وَ مِنْهُنَّ جَامِعٌ مُجْمِعٌ وَ مِنْهُنَّ کَرْبٌ مُقْمِعٌ وَ مِنْهُنَّ غُلٌّ قَمِلٌ فَأَمَّا الرَّبِیعُ الْمُرْبِعُ فَالَّتِی فِی حَجْرِهَا وَلَدٌ وَ فِی بَطْنِهَا آخَرُ وَ الْجَامِعُ الْمُجْمِعُ الْکَثِیرَةُ الْخَیْرِ الْمُحْصَنَةُ وَ الْکَرْبُ الْمُقْمِعُ السَّیِّئَةُ الْخُلُقِ مَعَ زَوْجِهَا وَ غُلٌّ قَمِلٌ هِیَ الَّتِی عِنْدَ زَوْجِهَا کَالْغُلِّ الْقَمِلِ وَ هُوَ غُلٌّ مِنْ جِلْدٍ یَقَعُ فِیهِ الْقَمْلُ فَیَأْکُلُهُ فَلَا یَتَهَیَّأُ أَنْ یَحُلَّ مِنْهُ شَیْئاً وَ هُوَ مَثَلٌ لِلْعَرَبِ‏

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ تَزَوَّجْ عَیْنَاءَ سَمْرَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً فَإِنْ کَرِهْتَهَا فَعَلَیَّ الصَّدَاق‏

بهترین زنان

کافی: ج5، ص324
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ کُنَّا عِنْدَ النَّبِیِّ ص فَقَالَ: إِنَّ خَیْرَ نِسَائِکُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِیفَةُ الْعَزِیزَةُ فِی أَهْلِهَا الذَّلِیلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَیْرِهِ الَّتِی تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِیعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا یُرِیدُ مِنْهَا وَ لَمْ تَبَذَّلْ کَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ.11
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: خَیْرُ نِسَائِکُمُ الَّتِی إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَیَاءِ وَ إِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَیَاءِ.
3- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ یَحْیَى بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ وَ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خَیْرُ نِسَائِکُمُ الْعَفِیفَةُ الْغَلِمَةُ12.
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِی أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ‏ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ خَیْرُ نِسَائِکُمُ الْخَمْسُ13 قِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا الْخَمْسُ قَالَ الْهَیِّنَةُ اللَّیِّنَةُ الْمُؤَاتِیَةُ الَّتِی إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَکْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى یَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِی غَیْبَتِهِ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ. 14
6 وَ- عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَةُ الرِّیحِ الطَّیِّبَةُ الطَّبِیخِ الَّتِی إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِذَا أَمْسَکَتْ أَمْسَکَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ وَ لَا یَنْدَمُ.
7- حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ یُوسُفَ بْنِ بَقَّاحٍ عَنْ مُعَاذٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَةُ الطَّعَامِ الطَّیِّبَةُ الرِّیحِ الَّتِی إِنْ أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ أَمْسَکَتْ أَمْسَکَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْکَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ.
بدترین زنان
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشِرَارِ نِسَائِکُمْ الذَّلِیلَةُ فِی أَهْلِهَا الْعَزِیزَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْعَقِیمُ الْحَقُودُ الَّتِی لَا تَوَرَّعُ مِنْ قَبِیحٍ الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا بَعْلُهَا الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ15 لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ لَا تُطِیعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَعْلُهَا تَمَنَّعَتْ مِنْهُ کَمَا تَمَنَّعُ الصَّعْبَةُ عَنْ رُکُوبِهَا لَا تَقْبَلُ مِنْهُ عُذْراً وَ لَا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مِلْحَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ شِرَارُ نِسَائِکُمُ الْمُعْقَرَةُ الدَّنِسَةُ اللَّجُوجَةُ الْعَاصِیَةُ الذَّلِیلَةُ فِی قَوْمِهَا الْعَزِیزَةُ فِی نَفْسِهَا الْحَصَانُ عَلَى زَوْجِهَا الْهَلُوکُ عَلَى غَیْرِهِ16.
3- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ مِنْ دُعَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص أَعُوذُ بِکَ مِنِ امْرَأَةٍ تُشَیِّبُنِی قَبْلَ مَشِیبِی.
برتری زنان قریش
1- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خَیْرُ نِسَاءٍ رَکِبْنَ الرِّحَالَ نِسَاءُ قُرَیْشٍ أَحْنَاهُ عَلَى وَلَدٍ وَ خَیْرُهُنَّ لِزَوْجٍ‏17.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ زِیَادٍ الْقَنْدِیِّ عَنْ أَبِی وَکِیعٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ خَیْرُ نِسَائِکُمْ نِسَاءُ قُرَیْشٍ أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا18 الْحَصَانُ لِغَیْرِهِ قُلْنَا وَ مَا الْمُجُونُ قَالَ الَّتِی لَا تَمَنَّعُ.
3- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: خَطَبَ النَّبِیُّ ص- أُمَّ هَانِئٍ بِنْتَ أَبِی طَالِبٍ فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی مُصَابَةٌ فِی حَجْرِی أَیْتَامٌ وَ لَا یَصْلُحُ لَکَ إِلَّا امْرَأَةٌ فَارِغَةٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا رَکِبَ الْإِبِلَ مِثْلُ نِسَاءِ قُرَیْشٍ أَحْنَاهُ عَلَى وَلَدٍ وَ لَا أَرْعَى عَلَى زَوْجٍ فِی ذَاتِ یَدَیْهِ.
عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِی أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْرا

راه درمان رذیله یا اکتساب فضیلت:

توصیه به دوری از بدان و هشیاری نسبت به خوب ها، توصیه به عدم مشاوره با آنان که می توان اطلاق آن را منصرف به موارد خطیر گرفت کما اینکه در برخی موارد قید خطیری چون جنگ ذکر شده است.
پوشاندن آنان و در خانه نگه داشتن آنان
وَ قَالَ ص‏ إِنَّ النِّسَاءَ غَیٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا الْعَوْرَةَ بِالْبُیُوتِ وَ اسْتُرُوا الْغَیَّ بِالسُّکُوت‏( مکارم الاخلاق، ص201)

کنار آمدن مرد با خصوصیات اخلاقی زن

فَإِنَّهُ حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ ع کَانَ نَازِلًا فِی بَادِیَةِ الشَّامِ فَلَمَّا وُلِدَ لَهُ مِنْ هَاجَرَ إِسْمَاعِیلُ اغْتَمَّتْ سَارَةُ مِنْ ذَلِکَ غَمّاً شَدِیداً- لِأَنَّهُ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْهَا وَلَدٌ- کَانَتْ تُؤْذِی إِبْرَاهِیمَ فِی هَاجَرَ وَ تَغُمُّهُ فَشَکَا إِبْرَاهِیمُ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضِّلْعِ الْعَوْجَاءِ- إِنْ تَرَکْتَهَا اسْتَمْتَعْتَهَا وَ إِنْ أَقَمْتَهَا کَسَرْتَهَا- ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ یُخْرِجَ إِسْمَاعِیلَ وَ أُمَّه‏( بحار الانوار، ج96، ص36)

قَالَ النَّبِیُّ ص‏ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الْأَجْرِ مَا أَعْطَى‏ أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ مَنْ صَبَرَتْ عَلَى سُوءِ خُلُقِ زَوْجِهَا أَعْطَاهَا اللَّهُ مِثْلَ ثَوَابِ آسِیَةَ بِنْتِ مُزَاحِمٍ‏( مکارم الاخلاق، ص 214)

فرهنگ ولایت پذیری در زنان

13 حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُوسَى الْخَشَّابُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْماً قَاعِداً فِی أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّ بِهِ بَعِیرٌ فَجَاءَ حَتَّى ضَرَبَ بِجِرَانِهِ‏ الْأَرْضَ وَ رَغَا فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص أَ سَجَدَ لَکَ هَذَا الْبَعِیرُ فَنَحْنُ أَحَقُّ أَنْ نَفْعَلَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا بَلِ اسْجُدُوا لِلَّهِ إِنَّ هَذَا الْجَمَلَ جَاءَ یَشْکُو أَرْبَابَهُ وَ زَعَمَ أَنَّهُمْ أَنْتَجُوهُ صَغِیراً فَلَمَّا کَبِرَ وَ قَدِ اعْتَمَلُوا عَلَیْهِ وَ صَارَ عُوداً کَبِیراً أَرَادُوا نَحْرَهُ فَشَکَا ذَلِکَ فَدَخَلَ رَجُلًا مِنَ الْقَوْمِ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَدْخُلَهُ مِنَ الْإِنْکَارِ لِقَوْلِ النَّبِیِّ ص فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ أَمَرْتُ شَیْئاً یَسْجُدُ لِآخَرَ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(صلی الله علیه و آله)، ج1 ، ص351)

وَ قَالَ ص‏ لَا تُؤَدِّی الْمَرْأَةُ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى تُؤَدِّیَ حَقَّ زَوْجِهَا (مکارم الاخلاق، ص 215)
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَتَبَ عَلَى الرِّجَالِ الْجِهَادَ وَ عَلَى النِّسَاءِ الْجِهَادَ فَجِهَادُ الرَّجُلِ أَنْ یَبْذُلَ مَالَهُ وَ دَمَهُ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه‏(مکارم الاخلاق، ص 215)

جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست
عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا صَلَّتِ الْمَرْأَةُ خَمْسَهَا وَ صَامَتْ شَهْرَهَا وَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا وَ أَطَاعَتْ بَعْلَهَا فَلْتَدْخُلْ مِنْ أَیِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ شَاءَتْ‏ ‏(مکارم الاخلاق، ص 201)

وَ قَالَ ص‏ أَیُّمَا امْرَأَةٍ أَعَانَتْ زَوْجَهَا عَلَى الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ أَوْ طَلَبِ الْعِلْمِ أَعْطَاهَا اللَّهُ مِنَ الثَّوَابِ مَا یُعْطِی امْرَأَةَ أَیُّوبَ ع‏( همان)
رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْبَاقِرِ ع قَالَ‏ جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَ لَهَا أَنْ تُطِیعَهُ وَ لَا تَعْصِیَهُ وَ لَا تَتَصَدَّقَ مِنْ بَیْتِهَا بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ کَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ‏ «1» وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَیْرِ إِذْنِهِ لَعَنَتْهَا مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ وَ مَلَائِکَةُ الْأَرْضِ وَ مَلَائِکَةُ الْغَضَبِ وَ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَیْتِهَا فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقّاً عَلَى الرَّجُلِ قَالَ وَالِدَاهُ قَالَتْ فَمَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقّاً عَلَى الْمَرْأَةِ قَالَ زَوْجُهَا وَ قَالَتْ فَمَا لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَیَّ قَالَ لَا وَ لَا مِنْ کُلِّ مِائَةٍ وَاحِدَةٌ فَقَالَتْ وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ لَا یَمْلِکُ رَقَبَتِی رَجُلٌ أَبَدا( همان، ص 214)

نظر علامه طباطبایی:
اسلام محرومیت های زنان را مانند محرومیت جهاد در راه خدا بدون عوض و جبران به مثل نگذاشته،بلکه کمبود آن را به معادل آن در فضیلت و مزیت تدارک نموده،مثلا نیکو داشتن شوهر را معادل جهاد قرار داده،این کارها و این گونه مزایا چه بسا برای ما که بازار فاسد زندگانی ما را احاطه کرده،ارزشی نداشته باشد،ولی در نظر اسلام که هر چیزی را به بهای حقیقی آن می سنجد و فضایلی را که مرضی خداست، می جوید،خداوند تعالی نیز هر چه را به ارزش آن مقدار فرمود و راه مخصوص هر کس را جلوی پای وی نهاده و آن را مستلزم به آن راه ساخته و قیمت هر کس معادل خدمات انسانی وی و به وزن اعمال او قرار داده، پس در اسلام شهادت مرد در میدان نبردو گذشت از خون رنگین بر نیکو شوهر داری زن برتری نداردو حاکم که چرخ زندگی اجتماع را می چرخاند یا قاضی که بر مسند قضاوت تکیه می زند بر زنی که خانه دار است مایه افتخاری ندارد با اینکه اینها مناسبتی هستند که اگر عمل به حق کرده و بر حق رفته باشند،جز تحمل بار گران مسئولیت حکومت و قضاوت و در معرض علاج و مخاطراتی برای دفاع از حقوق ضعفا واقع شدن،فایده ای ندارد.پس اینان چه افتخاری بر کسانی دارند که دین آنها را از ورود به این کارها منع کرده و بر ایشان راه دیگری پیش رو نهاده است. این افتخارات را احتیاجات مختلف اجتماعات و برگزیدگی افرادی از خود برای هر کاری،زنده و استوار می دارد چرا که در اختلاف شئون اجتماعی و انسانی برحسب اختلاف محیط های اجتماع، جای انکار نیست. (تفسیر المیزان،ج4، ص517 )
جهاد زن نیکو شوهر داری کردن است و این از اسرار شوهر داری می باشد. طاعت شوهر در طاعت خداست و در این مسأله نفس اماره زن شکسته می شود و نفس زن در صراط الهی،منقاد می شود ( شرح نهج البلاغه ابن میثم ،ج5)

آفات یا موانع:

بر اساس روایات ذم در بالا و روایات دیگری که می آید می توان گفت مهمترین آفاتی که ممکن است در مورد زنان وجود داشته باشد، نافرمانی از زن از شوهر، خودنمایی و شهوترانی، زن زیبا در خانواده بد، حرص به ارتباط با زنان، تبعیت از زنان در امور خطیر باشد.
خودنمایی و شهوترانی زنان در آخر الزمان
عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ‏ یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ الْقِیَامَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ مُتَبَرِّجَاتٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَات‏( همان)

نافرمانی از شوهر

مکارم الاخلاق، ص 202
وَ قَالَ ص‏ لَوْ أَنَّ جَمِیعَ مَا فِی الْأَرْضِ مِنْ ذَهَبٍ وَ فِضَّةٍ حَمَلَتْهُ الْمَرْأَةُ إِلَى بَیْتِ زَوْجِهَا ثُمَّ ضَرَبَتْ عَلَى رَأْسِ زَوْجِهَا یَوْماً مِنَ الْأَیَّامِ تَقُولُ مَنْ أَنْتَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالِی حَبِطَ عَمَلُهَا وَ لَوْ کَانَتْ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ إِلَّا أَنْ تَتُوبَ وَ تَرْجِعَ وَ تَعْتَذِرَ إِلَى زَوْجِهَا
وَ قَالَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ‏ أَیُّمَا امْرَأَةٍ مَنَّتْ عَلَى زَوْجِهَا بِمَالِهَا فَتَقُولُ إِنَّمَا تَأْکُلُ أَنْتَ مِنْ مَالِی لَوْ أَنَّهَا تَصَدَّقَتْ بِذَلِکَ الْمَالِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا أَنْ یَرْضَى عَنْهَا زَوْجُهَا
وَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ‏ أَیُّمَا امْرَأَةٍ هَجَرَتْ زَوْجَهَا وَ هِیَ ظَالِمَةٌ حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ قَارُونَ‏ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ إِلَّا أَنْ تَتُوبَ وَ تَرْجِعَ‏
وَ قَالَ النَّبِیُّ ص‏ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشَرِّ نِسَائِکُمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنَا قَالَ مِنْ شَرِّ نِسَائِکُمُ الذَّلِیلَةُ فِی أَهْلِهَا الْعَزِیزَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْعَقِیمُ الْحَقُودُ الَّتِی لَا تَتَوَرَّعُ عَنْ قَبِیحٍ الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ الَّتِی لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ لَا تُطِیعُ أَمْرَهُ فَإِذَا خَلَا بِهَا تَمَنَّعَتْ تَمَنُّعَ الصَّعْبَةِ عِنْدَ رُکُوبِهَا وَ لَا تَقْبَلُ لَهُ عُذْراً وَ لَا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً

زن زیبا در خانواده بد

وَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَطِیباً فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ

زن زیبا نازا

وَ قَالَ ص‏ اعْلَمُوا أَنَّ الْمَرْأَةَ السَّوْدَاءَ إِذَا کَانَتْ وَلُوداً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الْحَسْنَاءِ الْعَاقِرِ
ازدواج به خاطر زیبایی و مال زن
عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ‏ إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِمَالِهَا أَوْ جَمَالِهَا لَمْ یُرْزَقْ ذَلِکَ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا لِدِینِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَالَهَا وَ جَمَالَهَا
وَ کَانَ النَّبِیُّ ص یَقُولُ فِی دُعَائِهِ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَلَدٍ یَکُونُ عَلَیَّ رَبّاً وَ مِنْ مَالٍ یَکُونُ عَلَیَّ ضَیَاعاً وَ مِنْ زَوْجَةٍ تُشَیِّبُنِی قَبْلَ أَوَانِ مَشِیبِی‏
مِنْ کِتَابِ رَوْضَةِ الْوَاعِظِینَ قَالَ الصَّادِقُ ع‏ شَکَا رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع نِسَاءَهُ فَقَامَ خَطِیباً فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تُطِیعُوا النِّسَاءَ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ لَا تَأْمَنُوهُنَّ عَلَى مَالٍ وَ لَا تَذَرُوهُنَّ یُدَبِّرْنَ أَمْرَ الْعِیَالِ فَإِنَّهُنَّ إِنْ تُرِکْنَ وَ مَا أَرَدْنَ أَوْرَدْنَ الْمَهَالِکَ وَ عَدَوْنَ أَمْرَ الْمَالِکِ فَإِنَّا وَجَدْنَاهُنَّ لَا وَرَعَ لَهُنَّ عِنْدَ حَاجَتِهِنَّ وَ لَا صَبْرَ لَهُنَّ عِنْدَ شَهْوَتِهِنَّ الْبَذَخُ‏ «1» لَهُنَّ لَازِمٌ وَ إِنْ کَبِرْنَ وَ الْعُجْبُ بِهِنَّ لَاحِقٌ وَ إِنْ عَجَزْنَ لَا یَشْکُرْنَ الْکَثِیرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِیلَ یَنْسَیْنَ الْخَیْرَ وَ یَحْفَظْنَ الشَّرَّ یَتَهَافَتْنَ بِالْبُهْتَانِ‏ «2» وَ یَتَمَادَیْنَ بِالطُّغْیَانِ وَ یَتَصَدَّیْنَ‏ «3» لِلشَّیْطَانِ فَدَارُوهُنَّ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ یُحْسِنَّ الْفِعَال‏

نتیجه گیری:

گزیدن برای عقرب است و چون شأن زن،نیز اذیت می باشد،لفظ عقرب برای او استعاره شده است،منتها در زن گزیدنش همراه با لذت است،مانند زخمی که خاراندن آن اگر چه ناراحتی به دنبال دارد،اما در لحظه خارش،این خاراندن همراه با لذت است. (شرح ابن میثم بحرانی، ج5)
از جمع بندی روایات مدح و ذم در مورد زن می توان چند نظریه داد که با توجه به آن روایت مورد نظر را تفسیر کرد:
1- روایات مدح در مقام ترغیب به ازدواج بوده و ارزش نکاح از دو جهت برای اسلام بسیار حائز اهمیت است. یکی سلبی که باعث اطفاء غریزه جنسی می شود که از مهلک ترین غرایز برای جامعه است. دیگری ایجابی که موجب تولید نسل و بقاء نوع انسان می شود.
2- روایات ذم یک دسته در مقام توصیف خصوصیات زنانه در مقابل ویژگی های مردانه بوده و به گفته خود روایات آنچه برای مردان نقص به حساب می آید برای زنان خیر و کمال است. بنابراین بر حذر داشتن مردان از مشورت با زنان در امور خطیر یا ترسو بودن و مغرور بودن برای زنان نه تنها نقص به حساب نمی آید بلکه در جایگاه خود بسیار پسندیده و ضروری نیز می باشد.
3- دسته ی دوم از روایات ذم مربوط به ظرفیت زن برای تحریک شهوت مرد و حساسیت ناشی از آن نسبت به حضور زن در اجتماع است. به همین سبب در این امر بسیار سختگیرانه برخورد کرده است و مرد را از نزدیک شدن به آن برحذز داشته و زن را نیز از حضور در مرأی و منظر مردان به شدت منع کرده است.
4- دسته سوم هم روایاتی است که مرد را از دلباختگی به زنان بر حذر می دارد، که این به معنای دور نگه داشتن او از خود زن نیست، بلکه او زا از هوسرانی و توجه ویژه به قوای شهوییه باز می دارد.
با توجه به موارد فوق، تمثیل زن به عقرب شیرین گزش را می توان به سه طریق تفسیر کرد:
1- تمامی زن ها مایه ی زحمت هستند. روایت الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا و یا فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ و تفسیری که آقای خوئی از روایت قبل ارائه دادند شاهد مثال خوبی برای این نظر است. هر چند که این زحمت شیرین است، مانند بچه برای مادر که زحمت دارد، اما زحماتش برای او شیرین است.
2- منظور از زن در اینجا زن نامحرم است و همانطور که در روایات آمده است که نگاه به نامحرم تیری است از تیرهای شیطان، این روایت هم می گوید که نگاه به زن نامحرم مانند نیش عقرب است اما شیرین است.
3- منظور از نیش عقرب، حب دنیاست، همان چیزی که در روایات از خصوصیات زن شمرده شده است و مشابه آن در مورد خود دنیا آمده است که مثل آن مانند ماری است که پوستش لطیف است( حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ‏: إِنَّ مَثَلَ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیَّةِ مَسُّهَا لَیِّنٌ وَ فِی جَوْفِهَا السَّمُّ الْقَاتِلُ یَحْذَرُهَا الرَّجُلُ الْعَاقِلُ وَ یَهْوَى إِلَیْهَا الصِّبْیَانُ بِأَیْدِیهِم‏ ( همانا مثل دنیا مثل ماری است که لمس کردن آن نرم و دلپذیر است و در دلش سم کشنده ایست که مرد عاقل از آن بر حذر است در حالی که کودکان تمایل به گرفتن آن با دستانشان دارند. ) معنای آن این می شود که زن به سبب خصوصیتی که دارد، مرد را به دنیا دوستی می اندازد. این حب دنیا برای وی مضر و کشنده است(حب الدنیا رأس کل خطیئه) ولیکن شیرین است.

[^5] المباضعة: المجامعة.


  1. فی بعض النسخ [إحفاء الشعر] و هو بالمهملة: المبالغة فی قصها و ازالتها. و الطروقة- فعولة بمعنى مفعولة-: الزوجة و کل امرأة طروقة فحلها (النهایة)

  2. أراد «بهذا الامر» التشیع و معرفة الامام. (فى)

  3. کردم- کجعفر- و معناه فی اللغة: الرجل القصیر الضخم، ثمّ جعلت علما و شاعت به التسمیة.

  4. أی ما تقر به عینى و تسرّ به.

  5. 5

  6. آل عمران، 13. و تمام الآیة «وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ».

  7. قال الصدوق فی الفقیه ص 410 بعد ایراد هذه الروایة: قال أحمد بن أبی عبد اللّه البرقی: جامع مجمع أی کثیرة الخیر مخصبة. و ربیع مربع التی فی حجرها ولد و فی بطنها آخر. و کرب مقمع ای سیئة الخلق مع زوجها. و غل قمل هی عند زوجها کالغل القمل و هو غل من جلد یقع فیه القمل فیأکله فلا یتهیأ له أن یحذر منها شیئا و هو مثل للعرب. انتهى. و قال فی مجمع البحرین: الأصل فیه أنهم: کانوا یأخذون الاسیر فیشدونه بالقدّ [پوست بزغاله‏] و علیه الشعر فإذا یبس قمل فی عنقه فیجتمع علیه محنتان الغل و القمل ضرب مثلا للمرأة السیئة الخلق مع زوجها، الکثیرة المهر لا یجد بعلها منها مخلصا.

  8. یقال: أضرط به أی عمل بفیه کالضراط و هزئ به. (القاموس). أقول: انظر إلى هذا الرجل و وقاحته و مبلغ ادبه الدینى و عدم مراعاته حرمة مسجد النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و مهبط أنوار الوحى الإلهی و حرمة رسول اللّه و حرمة ابنه صلوات اللّه علیهما و کیف هم بهذه الشناعة التی تعرب عن خباثته الموروثة و لاغرو منه و من امثاله الذین تقلبوا عمرهم فی دنیا بنی العباس و هذا الرجل هو الذی مزق عهد یحیى بن عبد اللّه بن الحسن بین یدی الرشید بعد أن غدر به و آمنه و قال للرشید: یا أمیر المؤمنین اقتله فانه لا أمان له، فحلفه یحیى بالبراءة فحم فی وقته و مات بعد ثلاثة أیّام فدفن و انخسف قبره مرّات.

  9. الصخب- محرکة-: شدة الصوت. و قوله: «ولاجة» أی کثیرة الدخول و الخروج. و قوله: «همازة» أی عیابة و فی بعض النسخ [ولاحه‏] و الولاحة- بالمهملة-: الحمالة زوجها ما لا یطیق.

  10. رجل أخرق ای أحمق و امرأة خرقاء أی قلیلة العقل.

  11. أی لم تظهر الشوق کما یظهر الرجل بل تحفظ نفسها عند اظهار الرغبة. (النهایة) و التبرج: اظهار الزینة. و الحصان- بالفتح-: المرأة العفیفة و التبذل ضد الصیانة.

  12. الغلمة- بکسر اللام-: هیجان شهوة النکاح من المرأة و الرجل و غیرها. (النهایة)

  13. بحذف المضاف أی ذات الخمس من الصفات.

  14. المؤاتیة: المطیعة یقال: ما اکتحلت غماضا و- بالفتح و الکسر- و غمضا- بالضم- و تغمیضا و لا تغماضا- بفتحهما- اى ما نمت. (القاموس)

  15. التبرج: اظهار الزینة. و الحصان- بالفتح-: المرأة العفیفة.

  16. العقرة: التی لا تلد و فی بعض النسخ [القفرة] بالقاف ثمّ الفاء ای قلیلة اللحم. و فی بعضها [المقفرة] اى الخالة من الطعام و کأنهما من المصحفات. و الهلوک- کصبور-. الفاجرة المتساقطة على الرجال. (فى)

  17. «الرحال» بالحاء المهملة جمع رحل و هو مرکب البعیر و لعله کنایة عن إذهاب العروس إلى بیت زوجها بناء على عادة العرب من اجلاس العروس على الإبل المرحل عند ذهابها الى بیت زوجها. و «أحناه» فى النهایة: الحانیة التی تقیم على ولدها و لا تتزوج شفقة و عطفا و منه الحدیث فی نساء القریش أحناه على ولد و ارعاه على زوج انما وحّد الضمیر فی امثاله ذهابا إلى المعنى تقدیره احنى من وجد او خلق او من هناک. و هو کثیر فی العربیة و من افصح الکلام.

  18. المجون: الصلب الغلیظ و من لا یبالى قولا و فعلا.